تبلیغات
صفر تا صد همه چی رو قورت بده! - 10 جمله بسیارخوشایند که بایدبه دیگران گفت!
پیکور
صفحه نخست
درباره ما
تماس با ما
ثبت نام
چت روم
پروفایل مدیر

آمار بازدید

کل مطالب ارسالی:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
کل بازدید:
آخرین بروزرسانی:
بازدید به دست امده هرچه که باشد از صفر تا بی نهایت(!)توسط هیچ نرم افزار ویا سایتی به دست نیامده است.

10 جمله بسیارخوشایند که بایدبه دیگران گفت!

[نویسنده : محمد سهیل | تاریخ ارسال : 20 مرداد 92]

10 جمله بسیارخوشایند که بایدبه دیگران گفت!

گاهی اوقات می توانیم با یک جمله تمام روز  یا حتی تمام زندگی یک نفر را تغییر دهیم ، امید ببخشیم و انگیزه ها را تقویت کنیم  ، پس چرا این کاررا نکنیم ؟...


با کلام محبت آمیزتان جهان را متحول کنید

در دنیای پرشتاب امروز ما وقت کمی برای دیگران داریم ، گاهی حتی برای نزدیک ترین عزیزانمان هم وقت نداریم ، در حالی که کلام پر مهر ما می تواند معجزه کند ، این جملات را به کار بگیرید و شاهد نتایج عالی آن باشید چه درروابط خود با خانواده و اطرافیان و چه در رابطه با غریبه ها .. شاید آن غریبه را دیگر نبینید اما اثر این کار شما همچون موجی از خوبی و انرژی مثبت در جهان ساطع می شود و مسلما جهانی زیباتر خواهیم داشت ....

 لِی نیومن، مقاله نویسی است که به بررسی نکات ظریف اما بسیار محبت آمیزی که با بیان آن ممکن است روز یک فرد و حتی گاهی اوقات نگاه آنان به خویشتن را تغییر داد، می پردازد:

1  "به کارت برس، من عجله ای ندارم"

این جمله به درد داروخانه ها، رستوران هایی که از آن غذا گرفته و به منزل می برید، یا هر جای دیگری که مردم خسته ای که آنجا هستند و عجله دارند ، می خورد. برای مثال، زنی که جلوی شما ایستاده پول را به صندوقدار می دهد و بعد از آن کیف شلوغ پلوغش را زیر و رو می کند تا پول خردش را در آن قرار دهد ، رسید را بگیرد ویک عالمه اسکناسش را در کیف پولش فرو می کند. او همه این کارها را با دست هایی که از عصبانیت می لرزد انجام می دهد برای اینکه می داند یک صف آدم معطل او هستند. او می داند که همه این آدم ها می خواهند هر چه سریع تر به خانه بروند. گفتن اینکه" به کارت برس، من هیچ عجله ای ندارم" همیشه چنین واکنشی به دنبال دارد: اول شگفت زده می شود( واقعا؟ آخه این روزا همه عجله دارند...) و بعد برقی از یک آرامش دلپذیرِ بی اندازه... به این ترتیب شما یک مرخصی سه دقیقه ای نه از استرس زندگی بلکه از استرسی که ما به دیگران وارد می آوریم به آن شخص داده اید :)

"سه نفر متفاوت گفته اند که تو با گذشت، مهربان و شوخ هستی"

nice-things-5

 همیشه پیش می آید که در قراری توی کافه یا موقع نهار خوردن سر کار، اسم یکی از دوستانتان به صحبت ها کشیده می شود و همه کسانی که آنجا هستند ناگهان شروع می کنند به حرف زدن از اینکه چقدر این آدم فوق العاده است. برای مثال: چقدر در جلسه بودجه تیز و باهوش بود، چقدر نسبت به آن زنِ تنها در بخش تولید، مهربان است، او همیشه مثل یک کیک وانیلی تازه خوش عطر است ، متاسفانه به خاطر اینکه این شخص در آنجا حضور ندارد هیچ موقع از این همه تعریف و تمجید خبر دار نخواهد شد. مگر اینکه شما به او بگویید. انتقال این توصیفات نه تنها به شخص کمک می کند به خاطر داشتن چنین شخصیتی احساس منحصر به فرد بودن کند بلکه حفاظ تمجید ناپذیری که در همه ما وجود دارد را از کار می اندازد. با انتقال این تحسین ها شما سعی در مهربان بودن با آنان را ندارید. شما فقط قبلا این قبیل چیزها را به کسی نمی گفتید.

" شما بسیار زیبا غذا می خورید "

nice-things-1

مدت ها پیش، وقتی دانشجوی جوانی بودم و به مسافرت رفته بودم مردی فرانسوی این جمله رابه من گفت. هنگامیكه با هم پشت پیشخوان ایستاده بودیم، و بقیه ژامبون و پنیر می خوردند، او متوجه این عادتِ گازهای کوچک به تکه های بزرگ نان زدن و پاک کردن خرده نان هایی که روی چانه ام می ریخت با یک دستمال، که در خودم به وجود آورده بودم شد. بیست سال بعد وقتی به یاد این اظهار نظرمی افتادم نوری از خورشید درونم تابیدن می گرفت. به این خاطر که گر چه ممکن است خجالت آور باشد اما من روی چگونه خوردن ساندویچ کار کرده بودم. خوردن ساندویچ در فرانسه با خوردن یک بوریتو(غذاى مكزیكی مشتمل بر نانی كه دور گوشت و پنیر و لوبیا پیچیده اند)ی عظیم الجثه که به خاطر سایز نان کلفت و کره بیش از اندازه اش کار سختیست، برابری می کند . من می خواستم این کار را با کمترین کثیف کاری و بیشترین کلاس انجام دهم.

یک وقت هایی اتفاق می افتد که یک نفر بیشتر از اینکه به سالاد خوردن خودش دقت کند حواسش متوجه شما می شود. جالب این است که تعداد خیلی خیلی کمی به این چیزها دقت میکنند. ما همیشه انتظار داریم که دیگران به آداب غذا خوردن آگاه باشند و فقط به کسی که این طور نیست انتقاد می کنیم. تعریف کردن از چیزی که خیلی آشکار نیست، باعث می شود که شخص نه تنها بابت کاری که کرده(شاید چیدن یک میز آراسته)  بلکه برای خصوصیات خوبش احساس فوق العاده خوبی داشته باشد .

"من دیدم شما چه کار کردید، لطفا فکر نکنید که من دیوانه ام ولی این کارتان اعتماد مرا نسبت به انسان ها به من باز گرداند"

nice-things-2

 آه،چه کارهایی که مردم نمی کنند! خانمی که دو ردیف پله را در ایستگاه قطار بالا رفته اما برای اینکه در حمل چمدان به پیرمرد کمک کند به پائین بر می گردد. مرد کوچک غریبه ای که در پائین شهر راه می رود و بسته های کلوچه را درکیسه های مردم بی خانمانی که خواب هستند می گذارد. شخصی که سطل آشغال عمومی را که آن گوشه روی زمین افتاده را بلند می کند... آدم هایی که از کنارشان رد می شوند متوجه این مهربا نی های کوچک می شوند اما تعداد کمی از آنها این کارِ از نظر اجتماعی مخاطره انگیز و تحقیرآمیز را انجام می دهد که به این غریبه ها یی که چنین کارها یی میکنند نزدیک شده و از آنها برای لطفی که کرده اند تشکر کنند .همین ها هستند که کمک می کنند به خاطر داشته باشیم علی رغم تیترهای همیشگی روزنامه ها، آدم ها فقط لایه اوزون را نابود نکرده اند. آنها همچنین بلدند در روزهایی که باران می بارد چترشان را با غریبه ای قسمت کنند حتی اگر به قیمت خیس شدن کوله پشتی شان تمام شود. :)

"این وحشتناکه"

 بعضی اوقات، بهترین کاری که می توانید بکنید این است که یک عالمه سوال کاوشگرانه تحریک کننده نپرسید( دقیقا چه حسی دارید؟ شوکه شدن؟ ترس؟) یا به دنبال راهی برای حل مساله نباشید.(از گیاه های دارویی استفاده کردید؟ به آن کلینیک زنگ زدید؟) یا پیشنهاد کمک نکنید (من میرسونمت! من خونه رو تمیز می کنم! برات لازانیا درست می کنم) یا پی در پی معذرت خواهی نکنید و توضیح ندهید که گر چه شما مقصر نبودید اما متاسفید که این اتفاق وحشتناک افتاده است. گاهی وقت ها لازم است که خودتان را کنار بکشید. یکی از آدم های زندگیتان ناراحت و وحشت زده است حتی اگر سعی بر انکار آن دارد.تشخیص اینکه چه اتفاقی دارد می افتد و تنها بودن در کنار او این فرصت ضروری و فوق العاده را به شخص می بخشد تا به جای اینکه تنها باشد در کنار یک نفر دیگربه این اتفاق وحشتناک نگاه کند.

 "تو هوش و استعدادی داری که آدم های معمولی چیزی از آن نمی فهمند"

nice-things-3

 این جمله احتمالا باید به اینشتین گفته می شد.ولی شما می توانید در هر لحظه به هر کسی بگویید. وقتی دوستتان را می بینید که با زیر انداز یوگایش زیر دوش نشسته است. یا وقتی به خانه بهترین دوستتان رفته و می بینید در حال درست کردن ساندویچ همبرگر، پنیر، کاهو،پیاز، همبرگر،پنیر،کاهو و پیاز است! و یا کودکی که یک کار معمولی را به شیوه جدیدی انجام می دهد ! همه ما از این کارهای عجیب غریب می کنیم مثل دوران کودکیمان ، اما حالا چون کمی غیر عادی هستند وقت هایی که تنها هستیم انجامشان می دهیم. این کارها باعث صرفه جویی در وقت می شوند(مثلا وقتی خودتان را می شورید زیر انداز یوگا را هم تمیز می کنید) یا گاهی اوقات نتیجه بهتری می دهند( مثلا پر کردن ساندویچتان با دوازده لایه جدا به جای یک تکه بزرگ ساندویچ و کاهو یا یک تکه پیاز و پنیر، مطمئنتان می کند که با هر گاز طعم و مزه همه آنها را یک جا می چشید) فهمیدن دلیلی که پشت این جریانات خصوصیست و تعریف کردن از آن شخص به خاطر آن ، لحظه قابل احترامیست. نگویید که این کار را در خانه انجام خواهید داد- که یک دروغ بیشتر نیست- درست لحظه ای که به خاطر خل بازیشان مورد تمسخر قرار می گیرند به آنها بگویید که این کارشان با عقل جور در می آید :)

"من عاشقِ صدایِ توام"

 فقط این جمله را به سه نفر از افرادی که دوسشان دارید بگویید و ببینید چه اتفاقی می افتد.

"من اونو به جشن تولدم دعوت نمی کنم"

 همه آدم ها به خصوص وقتی رابطه احساسیشان به هم می خورد نیاز دارند احساس امنیت کنند. ابراز احساس تنفر نسبت به دوست پسر سابق کسی باعث می شود فکر کند که شما طرفدار او هستید. اما متنفر بودن خسته کننده است و انرژی زیادی را هدر می دهد. علاوه بر آن اگر شما تا به حال این دوست پسر سابق را ندیده باشید چنین احساسی اصلا منطقی نیست.به جای آن،روش صادقانه و بی تجربه بچه های مهد کودکی سراسر دنیا را در پیش بگیرید و متخلفانی که از لیست دعوتی های تولدتان خط خورده اند را اعلام کنید. نه تنها باعث می شود این جشن مورد بحث، خنده دار و شاد شود بلکه این خیال دلچسب را به وجود می آورد که در حالی که به او  خوش می گذرد ،دوست پسر سابقش در خانه و جلوی تلویزیون نشسته و کارتون تماشا می کند و گریه می کند :))

"بودن با تو برام خوشحالی میاره. تو شادم می کنی"

nice-things-4

 در مغز اغلب ما یک نوار کاغذی ای هست که در فواصل معینی در طول روز چنین عبارات عاشقانه ای را بیان می کند، اما این عبارات را به زبان نمی آوریم چونکه به نظر مزخرف می آیند یا طرف مقابلمان را آنقدر نمی شناسیم. یا کسی که با ما دست می دهد (حتی بدتر از آن) می خواهد ما را در آغوش بگیرد را دفع می کنیم.جالب این است که اگر این جملات پیش پا افتاده را به کسی بگویید با حالتی عصبی و زیر زیرکانه به شما نمی خندند یا از شما فرار نمی کنند.

ممکن است لبخند عمیق یا ملیحی تحویل شما داده اما درونشان، شمع های خوشحالیشان شعله ور می شوند. فقط این حرف ها به زبان بیاورید یا اگر دست و پا چلفتی و خجالتی هستید برایشان اس ام اس کنید :)

10 "من بدون تو نمی تونم تصمیم بگیرم"

 همه دوست دارند همان طوری که هستند دوست داشته شوند. اما اگر بدانید کسی به طرز فکر شما علاقمند شده و از شما می خواهد در گرفتن تصمیمی به آنها کمک کنید یا برای یک مسئله  پیچیده راه حل پیدا کنید احساس خاصی شما را در بر می گیرد.شاید این راه دیگری برای ابراز والاترین احساس انسانیست: اعتماد کردن :)


دانلود نرم افزار های کاربردی


گوگل کروم
یاهو مسنجر

فایر فاکس

کا ام پلیر

نظر سنجی

:: وبلاگمون رو چطور ارزیابی کردید؟